شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

اکسیرِ جسارت

_ از جسارت بگویم؟ معنی لغوی جسارت دلیری. بی‌باکی. بی‌پروایی. گستاخی. جرات. شهامت. وقاحت.

_ این معنی لغوی جسارت است. دلیری و بی‌بابکی؟ گستاخی و حتی وقاحت؟

_بله!

_سوال! چه اشکالی دارد آدم‌ها خودشان باشند؟ چه ایرادی دارد آدم‌ها برای بودن در کنار خانواده، دوستان و البته در انتها جامعه جسارت این را داشته باشند که خودشان باشند؟گستاخی و وقاحت به “بودن” و سانسور نکردن خودشان.

_فکر می‌کند این گستاخی از زمانی که فکر آدم‌ها را می‌خواند بیشتر هم شده است. گاهی چیزهایی را در فکر آدم‌ها می‌بیند که آنها بیانش نمی‌کنند.

به حرف می‌آید: همه آدم‌ها وقتی فکری از مغزشان عبور می‌کند صبر می‌کنند. تردید جلوی ارتعاش تارهای صوتی‌شان را می‌گیرد. آیا همان که از سرشان می‌گذرد را می‌توانند بگوید یا نه؟! و بیشتر وقت‌ها نه..

این اتفاق در کسری از ثانیه رخ می‌دهد. آدم‌ها در کسری از ثانیه تصمیم می‌گیرند که خودشان باشند یا نباشند. اختلاف آدم‌های جسور با دیگر آدم‌ها همین صدم ثانیه است است. آنها هم تردید به جانِ فکرشان و تارهای صوتی‌شان میفتد اما از آن عبور می‌کنند و راه بی‌پروایی را پیش می‌گیرند. به مرور که این دو راهی را در شرایط متفاوت تجربه و البته طی می‌کنند و مزه بی‌باکی به دلشان می‌نشیند دیگر در اتفاقات و لحظه‌ها دو راهی را نمی‌بیننند.

خودشان هستن و یک مسیر. کم‌کم ماسک‌های نقش‌هایی که می‌توانند بازی کنند را در گنجه‌ای می‌گذارند و قفل می‌کنند.

_فکر تو را هم خواند.

با خنده می‌گوید: به ذهنت خطور کرد که حتما کلیدش را جایی دور پرت می‌کنند که دستشان نرسد.نه کلیدش را روی گنجه می‌گذارند که به خودشان گاهی یادآوری کنند که برای طی کردن این مسیر هیچ اجباری نداشته‌اند و این مسیر در نهایت رضایت و شادی انتخاب شده است. همه آدم‌ها به یادآوری نیاز دارند حتی آدم‌های جسور.

جسارت اکسیری است سرشار از لذت. آدم‌های جسور را می‌توانی راحت تشخیص دهی.

می‌خندند با صدای بلند.

موقع حرف زدن چشم به چشم‌هایتان می‌دوزند.

بغض و گریه‌شان را هرجا و هرزمان بخواهند بیرون می‌ریزند حتی میان خنده‌های مستانه‌شان.

می‌رقصند اما نه رقص معمولی. رقص‌شان را دقت کنی چیزی شبیه تکاندن خودشان است.

خودشان را از هرچه قضاوت خودشان و دیگران است می‌تکانند. که نکند غبار شود و بنشیند روی بی‌باکی‌شان.

غباروبی می‌کنند بی‌پروایی‌شان را.

حرف که می‌زنند گاهی کلامشان معذبتان ‌کند.

کافی است که به چشم‌هایشان نگاه کنی دیگر در رنج و عذاب نخواهی بود.

او که حرف می‌زند راحت است چرا تو ناراحت باشی؟!

نوشته‌های‌شان هم سبک خودشان است.

شهامت را در هر جمله‌شان تزریق می‌کنند.

توصیه می‌کنم اگر موقع حرف زدن با آنها اذیت می‌شوی بهتر است نوشته‌هایشان را اول بخوانی و بعد با آنها هم کلام شوی. ولی لذتی عمیق و ماندگار از همنشینی با چنین آدم‌هایی تجربه خواهی کرد که همیشه در خاطرت خواهد ماند. چنین آدم‌هایی را دریاب..

_ روبه‌رویم نشسته است.

 

 

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *