شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

اعتبار تقویم

امروز را با تبریک تولد شروع کردم. تولد عاطی. بیست‌و‌سه سال است که رفیقیم و هر سال هم تولدهایمان یادمان است و کنار همیم؛ با پیام. اما سال نو را نه. این رفتارش را اینطور توجیه می‌کنم که ارزشمندتر از زمانم؛ از فصل‌ها و ماه‌ها و روزها. چهارصدو‌دو برای تولدم یک آواز خوانده بود و اشک مرا درآورده بود. امسال که بهش یادآوری کردم گفت یادش نمی‌‌آید اما من یادم مانده بود.

دارم به جمله‌ی توی سرم فکر می‌کنم. آدم‌ها مهم‌ترند یا فصل‌ها و تاریخ های مهم توی تقویم؟ اگر آدم‌ها نباشند فصل‌ها و ماه‌ها و روزها و تاریخ‌هاشان فقط چیزی توی تقویم است. اینکه توی چه تاریخی به دنیا آمده‌ام و توی چه تاریخی عاشق شده‌ام و توی چه تاریخی مادر شده‌ام و توی چه تاریخی مهاجرت کرده‌ام و توی چه تاریخی عزیزی را از دست داده‌ام. همه اتفاقات دور یک نفس می‌چرخد؛ دور یک انسان. آدم‌ها عزیزترند از زمان. آدم‌ها هستند که به تاریخ‌ها و زمان اعتبار می‌دهند. تولدت مبارک عاطی عزیزم.

 

یک پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *