شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

تیر ۱۹, ۱۴۰۳ (فرمت تاریخ آرشیو روزانه)

بعد از جلسه‌ ه که داشتم شاخک‌هام حساس شده‌اند؛ به فکرهایی که یکهو مثل توپ توی سرم می‌افتند و به خنده‌هام، به کلماتم به چیزهایی که می‌گویم و می‌شنوم و به خنده‌هام، به آدم‌هایی که دورم هستند و خنده‌هام، به دوستانم که توی مسیر درمان کنار همیم و خنده‌هام، به کارهایی که توی روز کسلم می‌کنند اما باید انجامشان بدهم و خنده‌هام، به گرگرفتگی و خنده‌هام، به رقصیدنم و خنده‌هام و به خنده‌هام. به خنده‌هام. با خنده‌هام قرار است چکار کنم؟  ….