شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

تیر ۱۳, ۱۴۰۳ (فرمت تاریخ آرشیو روزانه)

جواب تراکم استخوان و آزمایش را بردم دادم دست خانم روماتولوژیست. قبلش داشت پرونده‌ام را می‌خواند. نشسته بودم روی صندلی بیمار که گفت آزمایش‌های مامان رو بده. بهش دادم. گفت مال مامان رو. گفتم خودمم؛ با خنده و اشاره به فرفری‌ها. می‌خواست حرفش را درز بگیرد اما نتوانست. جواب آزمایش‌ها از نظرش خوب بود. اصلا حواسش به خون توی ادرار جلب نشد اما من حواسم بود. گفت همه چیز خوبه، روماتیسم نیست. نمیدونی چه دارویی برای شیمی‌درمان تزریق کردی؟ گفتم نه. گفت دوسال دیگر بروم دوبار تراکم….