شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

تیر ۱۰, ۱۴۰۳ (فرمت تاریخ آرشیو روزانه)

امروز از آن روزهایی است که هیچ کاری نکرده‌ام. احساس خشمم بیشتر از دلتنگی و غم است و این باعث شده مدام توی سرم حرف بزنم. حرف حرف حرف. صبح ساعت شش با سردرد بیدار شدم آن هم بعد از مدت‌ها. می‌خواهم تیک امروز را بزنم و بروم پای کار. تمام تلاشم را بکنم که کار کنم بلکه صدای ذهنم را خاموش کنم. به چی فکر می‌کنم؟ به تعویض خانه، به رفتن مامانینا، به محله‌ی جدید، به نتیجه‌ آزمایشی که قرار است روماتولوژیست ببیند، به و که….