شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

خرداد ۳۰, ۱۴۰۳ (فرمت تاریخ آرشیو روزانه)

امروز چطورم؟! خوب. خوب که نه خسته اما غمگین نه. دو بار توی زل آفتاب از خانه زدم بیرون. برای رفتن پیش روماتولوژیست. مریض‌ها مسن بودند غیر از من و یک خانم که او هم میانسال بود. دو بچه داشت که رفته بودند سر زندگی‌شان که دست بر قضا سرطان داشت. معطلی، گرما و خستگی. قرار است تا یک ماه آینده تست تراکم استخوان و آزمایش را ببرم پیشش که بفهمیم این درد پاهام دلیلش چیست. دردی که نه می‌گذارد سرپا باایستم، نه راه بروم، نه نشست….