شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

خرداد ۱۶, ۱۴۰۳ (فرمت تاریخ آرشیو روزانه)

دارم فکر می‌کنم اگر جایی گیر کنم که شلوغ باشد و پر از حرف و سروصدا و آدم چطور راه دررو پیدا کنم، چطور برای دقیقه‌هایی خلوتی مهیا کنم برای خودم. بخوابم؟ خلوت کردن نمی‌شود خوابیدن باشد؟ شده حتی بروم توی دستشویی و روی توالت‌فرنگی بشینم یا زیر دوش که هیچ صدا و آدمی نیست؛ زمان را کش بدهم و روی کشش بشینم تا کمی نفس چاق کنم. این روزها خلوت داشتن برام از نان شب واجب‌تر است؛ واقعا واجب‌تر است. توی خلوتم می‌خواهم غرق بشوم؛ همان….