شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

مرداد ۲۲, ۱۴۰۲ (فرمت تاریخ آرشیو روزانه)

امروز جلسه ششم ایمونوتراپی‌‌ام بود. یک سوم این مرحله از درمان را هم سپری کرده‌ام. امشب موقع نوشتن توی دفترچه‌ کوچک ژورنال نویسی‌ام جمله‌ای نوشتم که خودم را غافلگیر کرد: دلم برای شیوا تنگ شده. دلم برای خودم تنگ شده. آنقدر توی این هشت ماه درگیر کارهای درمان بوده‌ام که.. آنقدر این روزها برایم عجیب و پر از درد بوده‌اند که به بسیاری دلایل از خودم فاصله گرفته‌ام. دورِ دور. توی عمرم اینطور تجربه‌ای نداشته‌ام و نمی‌دانم وقتی از خودم دور می‌شوم و دلتنگ خودم چه کارهایی….