شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

آذر ۶, ۱۳۹۹ (فرمت تاریخ آرشیو روزانه)

امروز صبح زود که بیدار شدم ذوقی توی دلم داشتم که نمی‌دانستم به چه دلیل است. دلم نمی‌خواست بخوابم ولی این شب‌ها از انرژی بالا کم خوابم شده‌ام و خواب صبح علاج بی‌حالی‌هایم است. خوابیدم و دیر بیدارشدم. بیدار که شدم با لیوان آبم که از تبار خانواده پارچ‌ها است و نصف به سهمیه صبحانه آمدم که بنشینم به نوشتن. بیشتر از یک سال است که صبح‌ها را با نوشتن شروع می‌کنم مگر اینکه به دلیلی مثل بیماری نتوانم از رختخواب جدا شوم. شد. عادت؟! نه عادت….