شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

اردیبهشت ۱۸, ۱۳۹۹ (فرمت تاریخ آرشیو روزانه)

چند شبی می‌شود که قبل از خواب کسی برایم قصه می‌گوید تا بخوابم. اما مادر و یا پدرم نیستند. چون آنها می‌گویند من که سواد دارم خودم می‌توانم قبل از خواب بخوانم. ولی در طول روز آنقدر از چشمم کار می‌کشم که آخر شب‌ها سوی پیگیری کردن خط‌های ریز کتاب را ندارد. پس زحمت این کار می‌افتد گردن کسی دیگر.   آرمان سلطان‌زاده. اینکه چطور با آرمان آشنا شده‌ام به تعطیلات عید و کتاب چشم‌هایش بزرگ علوی برمی‌گردد. او تجربه خوبی از خواندن کتاب چشم‌هایش و کتابی….