شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

چهار سال گیاه‌خواری

جواب تراکم استخوان و آزمایش را بردم دادم دست خانم روماتولوژیست. قبلش داشت پرونده‌ام را می‌خواند. نشسته بودم روی صندلی بیمار که گفت آزمایش‌های مامان رو بده. بهش دادم. گفت مال مامان رو. گفتم خودمم؛ با خنده و اشاره به فرفری‌ها. می‌خواست حرفش را درز بگیرد اما نتوانست. جواب آزمایش‌ها از نظرش خوب بود. اصلا حواسش به خون توی ادرار جلب نشد اما من حواسم بود. گفت همه چیز خوبه، روماتیسم نیست. نمیدونی چه دارویی برای شیمی‌درمان تزریق کردی؟ گفتم نه. گفت دوسال دیگر بروم دوبار تراکم استخوانم را چک کنم. گفتم چیکار کنم با این درد؟ گفت آروم آروم کمتر میشه. جوابی نداشت. همین که آزمایش ادرار را تجدید نکرد باید جشنی بپا کنم.

با این بدن خشک چکار کنم؟ از فردا می‌خواهم برای چند‌دهمین بار یوگا را شروع کنم بلکه کمی دردم کمرنگ بشود. نکته جالب این تست‌ها این بود که به خودم و اطرافیانم حقیقتی ثابت شد؛ باور داشتیم_ خودم کمی_ که لبنیات و گوشت نمی‌خوردن استخوان‌ها را پوک می‌کند. اما بعد از چهار سال گیاه‌خواری و با شیمی‌درمانی شدن و نزدیک یک‌‌سال‌ونیم خوردن داروهایی که عارضه‌اش پوکی استخوان است در نهایت صحت و سلامتم. این باعث می‌شود که سرتق‌تر روی باور گیاه‌خواری‌ام بمانم.

جشنی برای باور درست گیاه‌خواری و عدم‌شروع پروسه‌ی درمانی جدید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *