شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

هیجان

دارم فکر می‌کنم اگر جایی گیر کنم که شلوغ باشد و پر از حرف و سروصدا و آدم چطور راه دررو پیدا کنم، چطور برای دقیقه‌هایی خلوتی مهیا کنم برای خودم. بخوابم؟ خلوت کردن نمی‌شود خوابیدن باشد؟ شده حتی بروم توی دستشویی و روی توالت‌فرنگی بشینم یا زیر دوش که هیچ صدا و آدمی نیست؛ زمان را کش بدهم و روی کشش بشینم تا کمی نفس چاق کنم. این روزها خلوت داشتن برام از نان شب واجب‌تر است؛ واقعا واجب‌تر است. توی خلوتم می‌خواهم غرق بشوم؛ همان خلوتی که با دزدی از بقیه‌ی روز گیر آورده‌ام.

می‌خواهم یادم بیاید لذت‌های دوست داشتنی‌ قبل از نقطه‌ویرگول را؟ نه. می‌خواهم بسازم دوست داشتنی‌های جدیدی را. بسازم‌شان و زندگی‌شان کنم. زندگی کنم. زندگی کنم. بلکه هیجان زندگی جدید زنده‌‌ام کند.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *