شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

لغزش

امروز توی کار یک تجربه سخت و نفس‌گیر داشتم. کل ثمره‌ی چهار یا پنج روز گذشته را از دست دادم. عصبی و ناراحت شدم و نمی‌خواستم قبول کنم که توی مسیر چالش هست و تجربه؛ همیشه قرار نیست پله‌به پله بالا بروم بدون اینکه لغزشی داشته باشم. فکر می‌کردم می‌توانم جبرانش کنم اما همین فکر باعث شد تا آخرین لحظه قبول نکنم که اشتباه کرده‌‌‌ام و این کار را خراب‌تر کرد_ بله من فعلا نمی‌توانم بگویم از چه کاری حرف می‌زنم. بله قرار است گاهی بلغزم اما قرار نیست انگی به خودم بزنم. دارم یاد می‌‌گیرم و توی همین لغزش‌ها بیشتر.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *