شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

عمق

قرار است یک نظریه در مورد تنهایی را پیدا کنم و توی سیصد کلمه جا بدهم و بفرستم برای استاد. دنبال کتاب دری در کار نیست هستم. سه تا کتابفروشی رفتم و نبود. کتاب صوتی فلسفه‌ی تنهایی را خریده‌ام که که گوش بدهم. بعدش پانصد کلمه یک خاطره بنویسم. دوست دارم تکلیف جلسه‌ی آخر را انجام بدهم. می‌خواهم این هفته کار را تعطیل کنم. دلم برای عمیق کار کردن و نوشتن تنگ شده. چرا نمی‌توانم عمیق کار کنم، عمیق زندگی کنم، عمیق لذت ببرم و عمیق نفس بکشم. مشکلم با عمق چیست؟ می‌ترسم؟ شاید. از چی؟ نمی‌دانم. از تنهایی یا از مرگ؟ نمی‌دانم. یا شاید از تاریکی.

شاید اگر این جستار را بنویسم علت عمیق نشدنم را هم متوجه بشوم.

 

۲ پاسخ

  1. چی میشد ی بار راجع به من بنویسی 😁😉، نمیدونم اسمش میشه دیکتاتور بازی یا کنجکاوی ، ولی راستش دلم خواست خودم رو از نگاه تو ببینم ، یا شاید دلم خواست معروف بشم ، پز بدم بگم راجع به من نوشتن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *