شیوا روشنی

عضویت در خبرنامه

نوشته‌های پیشین

دورهمی

امروز یا بهتر است بگویم امشب با بچه‌ها بودم؛ مری، ن و م. رفتیم بیرون از شهر و کمی توی خنکی شب وقت گذراندیم. واقعا یادم رفته بود حس‌وحال دورهمی‌هایمان را. حرفی برای گفتن ندارم. فقط می‌خواستم بگویم رفع دلتنگی شد برایم. همین.

گفته بودم روزهایی هستند که هیچ اتفاق خاصی ندارند و نمی‌شود ازشان نوشت و روزهایی هستند که لحظه‌های خاصی دارند و نمی‌شود ازشان نوشت؟! گفته بودم. یکی از استادهام می‌گفت امکان ندارد نشود واقعه یا احساس یا ماجرایی را نشود کلمه کرد. اوهوم. من دلم نمی خواهد کلمه‌‌‌اش کنم چون هم حوصله ندارم هم فعلا توی احساسش غرق هستم.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *